-
تاریخ: 1401/10/20 ساعت: 20:37
برای تويی كه قلبت پـاك است...برای تو می نویسم........برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...برای تويی كه مرا مجذوب قل...
Note 1
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 0:57
Note 1 I wonder why people talk more than act... I'm really baffled when somebody I like them, behave strangely like a stone... I have to be the happiest one due to be such a kind lovely person who is interested in studying more an seek the knowledge... I'm sure that I have God always companies me e...
واقعن شب بخیر
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 11:39
واقعن شب بخیرشارژم تموم شده. فکری. جسمی. عصبی. همه جوره. فکر کنم هر چی بود امشب کشیدم ریختم اینجا ک خوب شم.. نشدم. هنوز تو سرم صدای بوق ممتد میاد. از صدای دیوارا هم بیشتره. از صدای همه بلندتره. خالی ام. خالی بودن بدتره. کاش ادم یچیزی داشته باشه ک بخاد فریادش بزنه ولی خالی نباشه. مغزم خواب رفته. باید...
انگار تو رگای قلبم سرب داغ جاریه
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 11:39
انگار تو رگای قلبم سرب داغ جاریهاگه اشتباه نکنم و حافظه ضعیفم یاری برسونه بدترین روز زندگیم تو شیش ماه گذشته دوازده آذر بود. یادمه اون روز انقدر تو سرما راه رفتم و دود خوردم که تا ده روز بعد کاملن مسدود شد همه جام. ربطش ب الان اینه که چند روزه همون حس دوازده آذر تا مغز استخونم فرو میره. اما دیگه نای...
266
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 23:35
266 اینا همش گرده. گرد سفید. سبز. نارنجی. خوبه ها. شادی وقتی میخوری. غم میره. دلتنگی میره. در و دیوار نزدیک نمیشن بهت. قلبت تو گلوت نمیزنه. سر جاش میزنه. صب پا میشی تا شب دیگه یادت نمیاد. از رو خط موزاییکا رد شی به هیجات نیست. از یه فیلم نود دقیقه ای اقلن هشتاد و پنج دقیقه حواست جمعه. ولی شب. شب انگ...
268
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 23:35
268 ولی من هنوز برام پاییز نشده. فقط اون دو روز ابری و بارونی کمی حس کردم پاییز درست و درمونو. دیگه همش هوای فردا بستگی داشته کی کجا باشه. کاش انقد بارون میومد که از رطوبت روم خزه سبز میشد. +پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ |
269
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 23:35
من فقط شبیه ادمی ام که از قشنگترین خواب زندگیش بیدارش کردن. تا از قشنگترین خواب زندگیت بیدارت نکرده باشن نمیتونی بفهمی من چی میگم.
270
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 23:35
آدما زشتن. من زشتم. تو زشتی. واقعیت اینه که همه ما خیلی زشتیم. کج و داغون و عقبیم.
271
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 23:35
271 امروز که به تک تک جاهایی که تو بوستان نشسته بودیم و حرف زده بودیم و سیگار کشیده بودیم نگاه میکردم حسش کردم. همینجوری که سرما تا ته تا دسته میرفت تو تک تک سلولام حسش کردم. حضورش ن. وجودشو. چقد الکی دنبال پوینتش بودم. پوینتش خودشه. فیلینگ اینفینیتی که موقع نگریستنشه. یک نوعی از احساس خوشبختی که نس...
272
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 23:35
من ترجیح میدم با یه مرگ دلخراش یا حتی بیماری صعب العلاج بمیرم ولی تو خونه ی خودمون باشه. بیمارستان قطعه ای از جهنمه. از دیشب همه ی بدنم مریض شده.
250
-
تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 17:40
250 زندگی در مجموع از توازن تلخی و شیرینی برخورداره. اگه از بالا بهش نگاه کنی. از بیرون. نه ازونجا ک تو تاریکی دم صپ نشستی. چیزی هم که باعث میشه اینجور به نظر نیاد همزمانی تلخی هاس. انگار این یه قانونه. در ازای چنتا ای، یه بی وجود داره. بی هم دلخوشی ایه ک همیشه دیره. فقط هست که معادله بهم نخوره. +یک...
251
-
تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 17:40
هر ماه یه خاصیت داره. هر چقدر مهر کش اومد آبان داره یهو میگذره.
242
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 17:05
سر درد. خواب و مچاله شدن تو پتو. بی هدفی. راه رفتن دایره وار دور خودم تو اتاق. بی حرفی. خفگی. احساس سرما و یخ زدگی خون تو رگام. +پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶
243
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 17:05
تو زندگی بیشترین حسرتی که دارم خاموش کردن سیگاراییه ک تا نصفه کشیدم. از ترس اینکه کسی ببینه. بیشتر از حرفایی که نزدم و کارایی که نکردم و فرصتهای از دست رفته. +پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶
237
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 16:36
من باید باغِبون میشدم. نوعی از باغبونی که گل و گیاه هایی که دوست داشتم پرورش میدادم و جنبه مادی نمیداشت و درواقع از سر شکم سیری بود. کار که جنبه برنامه ریزی و اجبار پیدا میکنه یجور اسارت و پوچی میاره. +پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۶
238
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 16:36
همه جا پاییزه جز اینجا، آدم دلش میخواد بمیره.
239
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 16:36
من هنوز وقتی ب مسئول داروخونه میگم مثلن سرماخوردگی بزرگسالان احساس غریبگی و باور نکردن بزرگسال بودن رو دارم. پس رویاها و تخیلات بچه ای که هنوز با موهای ژولیده میخواد بره تو کوچه بازی کنه و داره تو من میپوسه چی میشن؟ پای مرگ و زندگی یه بچه وسطه. در حالیکه شما فکر میکنین چقدر کلیشه ای و تکراری بود این...
240
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 16:36
خودت باش. اگه جمع و جور نمیخندی و قشنگ حرف نمیزنی. اگه ژست عکس گرفتن بلد نیستی و کتابای سطحی میخونی و سلیقه خوبی هم نداری. اگه بعضی وقتا با تمام وجود احساس معمولی بودن داری. تو ممکنه در واقع هیچ ویژگی منحصر به فردی نداشته باشی. اما حقیقت داشته باش. با بهتر یا بدتر نشون دادن خودت، توقع دیگران رو بالا...
229
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 23:53
همه چیز جوریه که حال منو بهم بزنه. همه چیز جوریه که دیگه دلم نخواد زندگی کنم . درسته .من نمیخوام بمیرم ولی دیگه فکرم ب جایی قد نمیده که چجوری باید زندگی کنم. + دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶  
230
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 23:53
دق میکنم وقتی مردم دارن زر مفت میزنن و من با حالت تهوع درونیم لبخند میزنم بهشون. دقّم میگیره که چرا حتی زر مفت زدنمم نمیاد و ساکت میمونم. انگار اصلن زبان حرف زدنمون فرق داره.هیچی از حرفاشون نمیفهمم.کاش زر مفتمو میزدم و سر ساعت یازده میخوابیدم. الان دلم میخواد بخوابم و ببینم دارم در حال قیمه خوردن فی...